خرید بک لینک

تضمین غزل حافظ شیرازی

تا به کی در پی اندیشه باطل باشی

تضمین غزل حافظ

عمر برباد شد و باز تو غافل باشی

کی سزد در طلب دوست تو مفصل باشی

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی

که بسی گل بدمد باز تو در گل باشی

هست در مصحف منشور حکیم ازلی

سرنهی در سر فرمان حق لم یزلی

گر تو مشتاق حقی ذکر خفی کن نه جلی

چنگ در پرده همین می دهدت پند ولی

وعظت آنگاه کند سود که قابل باشی

گاه چون شیخی و گه زاهد و گه پیک سروش

گاه در دیر مغان پیرو رندان خموش

گاه در مسجد و محرابی و گه باده عرضه

من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش

که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

دلبران را به جهان گرچه جمالی دگر است

در سر عاشق شوریده خیالی دگر است

کون و توانایی ز رخ یار مثالی دگر است

در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است

حیف باشد که ز کار همه غافل باشی

ترک کن از دل و جان صحبت بیهوده و لاف

تا چو عنقا برسی بر سر جولانگه قاف

گر ز زنگار جهان دل نکنی صیقل و صاف

نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف

گر شب و روز در این قصه مشکل باشی

گفت: منصور که خود عاشق شوریده اوست

در سر کوی ولا خون دلت آب وضوست

از طلب تا به فنا ذکر همه نغمه هوست

گرچه راهی است پر از بیم زما تا بر دوست

رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

درک فیض حرم او چو پسندت باشد

باید از پیر مغان گوش به پندت باشد

فانیا سعی نما کام چو قندت باشد

حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد

صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی

فانی تبریزی

برچسب: نویسنده: سپیده اسدیان تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 5:46

صفحه بندی