خرید بک لینک

«صبح علی الطلوع گدا از حرم گذشت

خورشید در نیامده عالی جناب بود»

مخمور جام عشق رضا(ع) بود آن فتی

سرخوش نه از صبوحی و نه از شراب بود

حیران و سرگران و پریشان و بی قرار

سرمست جام وحدت و صهبای ناب بود

چشمان خسته اش چو برآن گنبد اوفتاد

نگشوده لب، هزار دعا مستجاب بود

در حسرت زیارت آن بارگاه عشق

از جان و دل رهیده و مست و خراب بود

مردم چنان! چو خیل ملک در طواف یار

گویی در آسمان و زمین انقلاب بود

نور جمال لم یزلی جلوه می نمود

غرق تجلی اش همه شیخ و شاب بود

در آسمان حسن و کمالات و علم وحلم

معشوق ما بسان مه و آفتاب بود

سلطان طوس بود ولیکن به بندگی

چون شاه لافتی به مثل بوتراب بود

فانی ز بس که یار رئوف است و مهربان

از لطف دوست در دل تو قند، آب بود

فانی تبریزی

برچسب: نویسنده: سپیده اسدیان تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 1:28

صفحه بندی